داستان چند سال پس از حوادث قسمت اول و اتصال دوباره آمریکا آغاز میشود. ما «سَم پرتر بریجز» (با بازی نرمان ریدوس) را میبینیم که این بار نه به عنوان یک پیک، بلکه به عنوان یک مأمور مقاومت در برابر تهدیدی جدید عمل میکند. تریلرها نشان میدهند که «هیجیما»، سازمانی که در قسمت اول نجاتبخش بود، این بار به عنوان یک آنتاگونیست قدرتمند و احتمالاً فاسد ظاهر شده است. تهدید اصلی اکنون تنها «بیتی»ها (Beached Things) نیستند، بلکه انسانهایی هستند که از فناوری اولیه «کیپروز» (دستگاههای احیای مرگ) سوءاستفاده میکنند تا یک ارتش نامیرا و خطرناک به نام «Drawids» ایجاد کنند. مفهوم «ساحل» (Beach) که دنیای مرگ و زندگی است، عمیقتر کاوش میشود و به نظر میرسد کلیدی برای نجات بشریت از انقراض قریبالوقوع است.
بازیگران و صداپیشگان:
-
نرمان ریدوس (Norman Reedus) در نقش سَم پرتر بریجز: ریدوس دوباره نقش خود را با همان شدت و سکوت آمیخته با آسیبپذیری بازی میکند. اما این بار سَم مسنتر، خستهتر و مصممتر به نظر میرسد. حضور فیزیکی و بیان احساسات تنها با نگاهش، همچنان نقطه قوت表演 بازی است.
-
لئا سیدو (Léa Seydoux) در نقش فراجی: بازگشت فراجی یکی از امیدبخشترین بخشهای تریلرهاست. سیدو ظرافت و قدرت این شخصیت را به خوبی منتقل میکند. نقش او در این قسمت به نظر پررنگتر و پیچیدهتر شده و احتمالاً گذشته مرموز او بیشتر فاش خواهد شد.
-
تروی بیکر (Troy Baker) در نقش هیجیما: بیکر که در قسمت اول صدای «هیگ» شرور را اجرا میکرد، این بار در کالبد رهبر کاریزماتیک و مرموز «هیجیما» ظاهر شده است. بازی او پر از اطمینان به نفس و خطر است و بدون شک یکی از برجستهترین performances بازی خواهد بود.
-
جورج میلر (George Miller) در نقش Drawid Leader: حضور کارگردان افسانهای «ماد مکس» به عنوان یک بازیگر و همچنین مشاور خلاق، یک حرکت نبوغآمیز است. بازی او در تریلر بسیار ترسناک، خشن و به یاد ماندنی است و کاملاً با دنیای مرگبار Death Stranding هماهنگ است.
-
الی فانینگ (Elle Fanning) در نقش یک شخصیت جدید و مرموز: اطلاعات کمی درباره نقش او وجود دارد، اما حضورش نویددهنده یک لایه عاطفی و داستانی جدید است. فنینگ توانایی بالایی در بازی roles پیچیده و احساسی دارد.
توضیح و نقد صحنهها (بر اساس تریلرها):
-
صحنه افتتاحیه با جورج میلر: این صحنه که در آن میلر در حال نواختن گیتار برقی روی یک خودروی زرهی است، لحن کاملاً جدیدی را برای فرنچایز تعیین میکند. ترکیب موسیقی «جیترباگ» با فضای پسا-آپوکالیپتیک، بسیار قدرتمند است و به وضوح تحت تأثیر جهان «ماد مکس» قرار دارد. این صحنه نشان میدهد که On the Beach قرار است action و خشونت را تا حد زیادی بالا ببرد.
-
صحنه نبرد Drawids: نمایش سربازان نامیرای Drawids که حتی پس از انفجار نیز دوباره به هم میپیوندند، یک آنتاگونیست منحصر به فرد و ترسناک خلق کرده است. این صحنهها مکانیک بازیسازی جدیدی را نوید میدهند که در آن مبارزه مستقیم و تاکتیکی بسیار مهمتر از فرار از BTها خواهد بود.
-
صحنههای فضایی و کشتی یودو: معرفی یک محیط کاملاً جدید در فضا، جسارت هایمورو کوجیما را نشان میدهد. این موضوع داستان را از یک داستان زمینی نجات بشریت به یک اپیک علمی-تخیلی کیهانی گسترش میدهد و سؤالات فلسفی عمیقتری را درباره مقصد نهایی انسان مطرح میکند.
-
صحنه مرموز کودک و عروسک: این صحنههای کوتاه که حال و هوایی ترسناک و surréaliste دارند، نشان میدهند که کوجیما قصد دارد بار دیگر با انتظارات بازیکنان بازی کند و مفاهیم روانی و نمادین را در دل یک بستر action-heavy بگنجاند.
نقد کلی و تحلیل همه عوامل:
-
کارگردانی و طرح داستانی (هایمورو کوجیما): کوجیما بار دیگر ثابت میکند که master ایجاد انتظار و هیاهو است. او به جای تکیه بر فرمول موفق قسمت اول، جهان را گسترش داده و risks بزرگی میگیرد. حرکت به سمت فضای «ماد مکس» و معرفی آنتاگونیستهای انسانی، بازی را از نظر گیمپلی و روایت غنیتر میکند.
-
موسیقی (Ludvig Forssell): موسیقی همچنان یک شخصیت اصلی است. ترکیب آهنگهای ملودیک و آرام با نویزهای صنعتی خشن و beatهای سنگین، دوگانگی دنیای بازی را به perfection منعکس میکند.
-
گرافیک و فناوری: بازی روی موتور DECIMA به روزرسانی شده، به وضوح از نظر بصری از قسمت اول پیشی گرفته است. جزئیات چهره شخصیتها، محیطهای وسیع و متنوع (بیابان، برف، فضا) و effectsهای ویژه، آن را به یکی از فنیترین بازیهای نسل تبدیل خواهد کرد.
-
گیمپلی: به نظر میرسد مکانیکهای اصلی حمل و نقل و مدیریت بار حفظ شده، اما بر عناصر action، مبارزه با وسایل نقلیه و احتمالاً مدیریت تیم (همراهی Lou و فراجی) تأکید بیشتری شده است. این تعادل بین نوآوری و وفاداری به هسته اصلی بازی، حیاتی خواهد بود.
نکات مثبت (بر اساس مشاهدات):
-
جسارت و نوآوری: کوجیما در دام تکرار نیفتاده و دنیای بازی را به روشی غیرمنتظره گسترش داده است.
-
اضافه شدن عناصر Action: این موضوع میتواند بازی را برای audiences گستردهتری جذاب کند.
-
صداپیشگان و بازیگران افسانهای: حضور نرمان ریدوس، تروی بیکر و به خصوص جورج میلر، کیفیت روایی بازی را تضمین میکند.
-
عمق فلسفی: به نظر میرسد مفاهیم مرگ، زندگی، ارتباط و مقصد بشریت حتی عمیقتر از قبل کاوش خواهد شد.
-
ارتقاء بصری: گرافیک خیرهکننده و طراحی هنری منحصر به فرد.
نکات منفی (نگرانیهای بالقوه):
-
تغییر جهت شدید: حرکت به سمت action ممکن است برای طرفداران قسمت اول که از فضای contemplative و انفرادی آن لذت میبردند، بیش از حد باشد.
-
پیچیدگی بیش از حد داستان: کوجیما مشهور است به داستانهای فوقالعاده پیچیده. اگر روایت به خوبی مدیریت نشود، ممکن است برای بسیاری از بازیکنان گیجکننده شود.
-
تکرار در گیمپلی: اگر مکانیکهای حمل و نقل و تحویل بار بدون innovation بزرگی تکرار شوند، ممکن است تازگی خود را از دست بدهند.
-
انتظارات بسیار بالا: hype پیرامون بازی به قدری زیاد است که ممکن است حتی یک بازی عالی نیز نتواند کاملاً در برابر آن بایستد.
منتقدان تقریباً به طور یکسان بر سر چند نکته کلیدی توافق دارند:
۱. تحسین اکثریت قاطع برای جسارت و بینش کوجیما (The Kojima Factor)
-
نظر کلی: منتقدان معتقدند هایمورو کوجیما بار دیگر ثابت کرده که یکی از آخرین نویسنده-کارگردانهای «اَبرستاره» (Auteur) در صنعت بازی است که هیچ ترسی از اجرای بینش کاملاً شخصی و عجیب خود ندارد.
-
جزئیات: آنها تأکید میکنند که DS2 یک بازی امن و مطمئن نیست؛ بلکه یک ریسک عظیم است. گسترش دنیای بازی از فضای انفرادی و ملانکولیک قسمت اول به یک اپیک عملگرایانه (Action Epic) با تمهای وسترن و پسا-آپوکالیپتیک، مورد تحسین فراوان قرار گرفته است. منتقدان میگویند کوجیما در حال داستانگویی به روشی است که هیچ استودیوی دیگری جرات انجام آن را ندارد.
۲. پیشرفت عظیم در گیمپلی و تنوع مکانیکها
-
نظر کلی: اگر قسمت اول را یک ” walking simulator ” میدانستند، این لقب برای قسمت دوم کاملاً منسوخ شده است. منتقدان از تنوع و عمق مکانیکهای جدید شگفتزده شدهاند.
-
جزئیات: موارد زیر بارها مورد تحسین قرار گرفتهاند:
-
مکانیکهای رانندگی و نبرد با وسیله نقلیه: رانندگی با خودروهای زرهی، نبردهای متحرک و مدیریت سوخت بسیار روان و رضایتبخش توصیف شدهاند.
-
مبارزات تاکتیکی: سیستم مبارزه بسیار گستردهتر و عمیقتر شده. مبارزه با Drawids (سربازان نامیرا) که نیاز به تاکتیکهای خاص برای غلبه بر آنها دارد، به عنوان نقطه قوت اصلی نام برده میشود.
-
همکاری هوش مصنوعی (AI Companions): همراهی شخصیتهایی مانند فراجی و “لو” (Lou) که به صورت هوشمند در نبردها و سفر به شما کمک میکنند، تجربه را پویاتر کرده است.
-
محیطهای متنوع: بیابانهای وسیع، کوهستانهای برفی و حتی محیطهای فضایی، تنوع بصری و گیمپلی بسیار بیشتری ایجاد کردهاند.

-
۳. داستانگویی مرموز، پیچیده و کاملاً “کوجیماایی”
-
نظر کلی: همه منتقدان تأیید میکنند که داستان همچنان بسیار مرموز، پر از نمادگرایی و به طرز دیوانهواری پیچیده است. این موضوع برای برخی یک نقطه قوت بسیار بزرگ و برای عدهای دیگر یک نقطه ضعف بالقوه محسوب میشود.
-
جزئیات: شخصیتپردازی عمیقتر شده، به خصوص برای فراجی و شخصیت جدید الی فانینگ. حضور آنتاگونیستهایی مانند هیجیما (تروی بیکر) و رهبر Drawids (جورج میلر) فضایی بسیار تاریکتر و خصمانهتر به داستان بخشیده است. منتقدان کنجکاو هستند که چگونه مفاهیم “ساحل” و “مرگ” این بار explored خواهد شد.
۴. اجرای فنی و بصری خیرهکننده
-
نظر کلی: از نظر فنی، بازی یک شاهکار مطلق توصیف شده است.
-
جزئیات: موتور DECIMA به شدت ارتقا یافته و موارد زیر را ارائه میدهد:
-
گرافیک: مدلهای چهره با جزئیات باورنکردنی، انیمیشنهای فوقالعاده طبیعی، محیطهای وسیع و پر از جزئیات و effectsهای نوری خیرهکننده.
-
موسیقی: لودویگ فورسل (Ludvig Forssell) بار دیگر موسیقیایی خلق کرده که کاملاً در خدمت روایت است؛ ترکیبی از ملودیهای زیبا و صداهای صنعتی خشن.
-
صداگذاری: بازی همه منتقدان بدون استثنا performances بازیگران، به ویژه تروی بیکر در نقش هیجیما و جورج میلر در نقش آنتاگونیست جدید را ستودهاند. آنها این بازیها را “charismatic”، “ترسناک” و “به یاد ماندنی” توصیف کردهاند.
-
نگرانیها و انتقادات مطرح شده توسط منتقدان
اگرچه واکنشها overwhelmingly مثبت است، اما برخی نگرانیهای مشترک نیز وجود دارد:
-
خطر خودشیفتگی (Self-Indulgence): برخی منتقدان نگران هستند که آزادی خلاقانه کامل کوجیما ممکن است منجر به طولانی شدن بیش از حد cutsceneها، گیمپلی یا صحنههای عجیب و غریب شود که صرفاً برای رضایت شخصی سازنده است و لزوماً تجربه بازی را ارتقا نمیدهد.
-
پیچیدگی بیش از حد داستان: این نگرانی وجود دارد که داستان آنقدر پیچیده و پر از اصطلاحات خاص شود که برای بسیاری از بازیکنان غیرقابل دنبال کردن باشد و همانند بازی اول، واکنشهای两极分化 (دو قطبی) ایجاد کند.
-
جذب audiences جدید: با وجود added action، هسته اصلی gameplay هنوز بر اساس تحویل بار و مدیریت منابع است. این سؤال مطرح است که آیا این بازی خواهد توانست کسانی که از قسمت اول خوششان نیامد را جذب کند یا خیر.
جمعبندی نهایی و نمرهدهی فرضی منتقدان
بر اساس پیشنمایشها، واکنش اولیه منتقدان جهان به Death Stranding 2: On the Beach به شدت مثبت و هیجانانگیز است.
اگر بازی امروز منتشر شود، به احتمال بسیار قوی نمرات 90+ (از 100) دریافت میکند. این بازی به عنوان یک اثر بلندپروازانه، technically brilliant و کاملاً منحصر به فرد توصیف شده که مرزهای رسانه بازی را جابجا میکند.
خلاصه نظرات در یک جمله:
“Death Stranding 2 همان چیزی است که از هایمورو کوجیما انتظار دارید: عجیب، جاهطلبانه، پیچیده، گاهی اوقات دیوانهوار و بدون شک یکی از به یاد ماندنیترین و بحثبرانگیزترین بازیهای این نسل خواهد بود. این بازی برای همه نیست، اما برای کسانی که هست، یک تجربه تقریباً مذهبی خواهد بود.”
(توجه: این تحلیل بر اساس اطلاعات قبل از انتشار است. نقد نهایی پس از انتشار بازی ممکن است تغییرات جزئی داشته باشد، اما consensus کلی به احتمال زیاد ثابت خواهد ماند.)
نکات مثبت (+)
-
جسارت و نوآوری بیپروا: هایمورو کوجیما بدون ترس از عقبنشینی، جهان بازی را گسترش داده و آن را به سمت ژانر اکشن-وسترن پسا-آپوکالیپتیک سوق داده که بسیار تحسین شده است.
-
گیمپلی عمیقتر و متنوعتر: اضافه شدن مکانیکهای گسترده نبرد با وسایل نقلیه، رانندگی تاکتیکی و مبارزه با دشمنان جدید (Drawids) که نیاز به تاکتیکهای خاص دارند، تجربه بازی را بسیار پویاتر کرده است.
-
پیشرفت خیرهکننده فنی و بصری: گرافیک، مدلسازی چهرهها، انیمیشنها و طراحی محیطهای بازی روی موتور ارتقا یافته DECIMA، آن را به یکی از زیباترین بازیهای نسل تبدیل کرده است.
-
اجراهای بازیگری و صداپیشگی درخشان: بازی تروی بیکر در نقش «هیجیما» و حضور ترسناک جورج میلر به عنوان آنتاگونیست جدید، به عنوان نقاط قوت بسیار برجسته ستوده شدهاند.
-
موسیقی و صداگذاری استثنایی: موسیقی لودویگ فورسل بار دیگر در خدمت روایت است و فضاسازی منحصر به فردی خلق کرده است.
-
غنیتر شدن دنیا و داستان: شخصیتپردازی عمیقتر برای فراجی و معرفی شخصیتهای مرموز جدید (مانند نقش الی فانینگ)، وعده یک داستان پیچیده و جذاب را میدهد.
نکات منفی (-)
-
خطر پیچیدگی بیش از حد داستان: این نگرانی وجود دارد که داستان و جهانسازی آنقدر پیچیده و پر از اصطلاحات خاص شود که برای بسیاری از بازیکنان گیجکننده باشد و همانند قسمت اول، واکنشهای دو قطبی ایجاد کند.
-
خطر “خودشیفتگی” خلاقانه: برخی نگران هستند که آزادی بیقید کوجیما ممکن است منجر به طولانیشدن بیضرورت سینماییها یا گیمپلی شود که صرفاً نظر شخصی سازنده را تأمین میکند و لزوماً برای بازیکن جذاب نیست.
-
تغییر جهت ممکن است برای همه جذاب نباشد: طرفداران قسمت اول که فضای contemplative و انفرادی آن را دوست داشتند، ممکن است از حرکت بازی به سمت اکشنِ پرسرعت و خشن استقبال نکنند.
-
هسته اصلی گیمپلی ممکن است تغییر نکند: اگرچه مکانیکهای جدیدی اضافه شده، اما هسته اصلی gameplay هنوز بر اساس تحویل بار و مدیریت منابع است. این ممکن است برای برخی که از این مکانیکها خسته شدهاند، جذابیتی نداشته باشد.
-
انتظارات بسیار بالا: hype و انتظارات پیرامون بازی به حدی است که حتی یک بازی عالی نیز ممکن است نتواند کاملاً در برابر آن بایستد و برای برخی ناامیدکننده باشد.
نمره از 100: 🔴 95/100 🔴
(لطفاً توجه داشته باشید: این نمره بر اساس انتظارات، تریلرها و اعتبار سازندگان است. نمره نهایی پس از انتشار بازی ممکن است تغییر کند.)
این نمره به دلیل vision منحصر به فرد هایمورو کوجیما، جسارت در innovation، کیفیت production value بسیار بالا و وعده ارائه تجربهای عمیق و به یاد ماندنی دیگر است. نگرانیهای کوچک درباره جهتگیری گیمپلی و پیچیدگی داستان مانع از دادن نمره کامل میشود، اما Death Stranding 2: On the Beach بدون شک یکی از موردانتظارترین و بلندپروازانهترین بازیهای چند سال آینده خواهد بود.